Aida

معاون انجمن
  • تعداد ارسال ها

    298
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    3

آخرین بار برد Aida در مارچ 2 2017

Aida یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

602 Excellent

درباره Aida

  • درجه
    پنج ستاره

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    زن
  • محل سکونت
    تهران
  • سطح تحصیلات
    دکترا
  • بهترین رمان
    در جگر خاریست ، بانو قصه ، اسطوره

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,722 بازدید کننده نمایه
  1. نویسنده گرامی ضمن خوش آمد گویی، لطفاً قبل شروع به تایپ رمان خود ،قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید قوانین جامع تایپ و نحوه قرار دادن رمان برای مطالعه کاربران و برای پرسش سوالات و اشکالات به لینک زیر مراجعه فرمایید تاپیک جامع مسائل رمان نویسی انجمن موفق باشید
  2. سلام جلد رمانتون رو داخل تلگرام برای من بفرستید یا داخل خصوصی همینجا.اسم رمانتون رو هم ذکر کنید
  3. سلام ایشون توی انجمن ما عصو نیستن
  4. شما پنج پارت رمانتون رو توی خصوصی داخل همین سایت برای من بفرستید
  5. پی دی اف حدود ۵-۶ صفحه با فونت ۱۴ اگر هم تلگرام دارید بگید توی خصوصی تا لینک تست رو بدم بهتون
  6. نویسنده گرامی ضمن خوش آمد گویی، لطفاً قبل شروع به تایپ رمان خود ،قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید قوانین جامع تایپ و نحوه قرار دادن رمان برای مطالعه کاربران و برای پرسش سوالات و اشکالات به لینک زیر مراجعه فرمایید تاپیک جامع مسائل رمان نویسی انجمن موفق باشید
  7. نویسنده گرامی ضمن خوش آمد گویی، لطفاً قبل شروع به تایپ رمان خود ،قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید قوانین جامع تایپ و نحوه قرار دادن رمان برای مطالعه کاربران و برای پرسش سوالات و اشکالات به لینک زیر مراجعه فرمایید تاپیک جامع مسائل رمان نویسی انجمن موفق باشید
  8. سلام برای به اشتراک گذاشتن رمان باید تست قلم بدید اما در باقی قسمت ها مثل گفتگو و غیره اگر بحث مناسبی باشه میتونید به اشتراک بذارید
  9. سلام شما اول باید تست قلم بدید یا داخل سایت و پیش یکی از مدیران سایت که بنفش رنگ هستن یا داخل تلگرام به لینک زیر?? پنج پارت رمانتون رو قرار میدید https://t.me/joinchat/GrV0xENgwzsW8q1X8kl0qg
  10. سلام حتما رسیدگی میشه
  11. صبر کنید تا نتیجه بهتون اعلام بشه
  12. https://t.me/joinchat/GrV0xENgwzsW8q1X8kl0qg داخل گروه تست تلگرام تست بدید
  13. نویسنده گرامی ضمن خوش آمد گویی، لطفاً قبل شروع به تایپ رمان خود ،قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید قوانین جامع تایپ و نحوه قرار دادن رمان برای مطالعه کاربران و برای پرسش سوالات و اشکالات به لینک زیر مراجعه فرمایید تاپیک جامع مسائل رمان نویسی انجمن موفق باشید
  14. نویسنده گرامی ضمن خوش آمد گویی، لطفاً قبل شروع به تایپ رمان خود ،قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید قوانین جامع تایپ و نحوه قرار دادن رمان برای مطالعه کاربران و برای پرسش سوالات و اشکالات به لینک زیر مراجعه فرمایید تاپیک جامع مسائل رمان نویسی انجمن موفق باشید
  15. گوید و نمی دانم چرا رد نگاهش روی من است _از تو می پرسید! نگاهش لبخنددارد _عمه ندا چرا باید سراغ منو بگیره؟ _چون یه پسر دم بخت داره! آه تا تهش را خوانده ام.. _دیشب دیدیش که!؟ سفارشمان را می گذارند روی میز و او همان طور که قهوه اش را شیرین می کند می گوید _مامان جان لطفا در مورد این موضوع بعدا صحبت کنید احتیاج نبود ببینمش صدایش کافی بود صدایش مثل امیرحسین بود؟ نفسهایش همان قدر دل چسب بود؟ شهدخت رو ترش می کند _تو یکی اصلا حرف نزن امیر...بهت گفتم تانیا رو بیار همین جا عروسی بگیرین گوش ندادی زیر چشمی نگاهم می کند و من که سرم پایین است نگاهش را حس می کنم _مامان جان جریان من و تانیا هنوز اونقدر جدی نشده چقدر قهوه ام را هم زده ام،چقدر با حرف امیرحسین قند در دلم آب شده است هیچ چیز نمی دانم دیگر صدای اعتراضات شهدخت را هم نمی شنوم و نمی فهمم چگونه مادرش را راضی می کند که به خانه برگردد و من به اصرار شهدخت با امیرحسین راهی دانشگاه می شوم تا یک روز دیگر هم از درس هایم عقب نمانم و او که قبول کرده و پشت فرمان نشسته است و من برعکس او تا می توانم نگاهش می کنم _من نمی خوام به کسی آسیب برسونم صدای ماشین است ونگاه من که ول کنش نیست _من شهدخت خانومو دوست دارم اخم هایش باز نمی شود _شاید بتونم به خودم آسیب بزنم ولی شماهارو دوست دارم. برمی گردد و نگاهم می کند _من نمی خوام به خودتم آسیب بزنی