نادیاسیف

کاربر تازه وارد
  • تعداد ارسال ها

    15
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

24 Excellent

1 دنبال کننده

درباره نادیاسیف

  • درجه
    بدون ستاره

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    زن
  • محل سکونت
    یزد
  • سطح تحصیلات
  • بهترین رمان
    رمان های احمد محقق و سیدنی و جین آستن

آخرین بازدید کنندگان نمایه

203 بازدید کننده نمایه
  1. عالی بود عزیز
  2. عالی بود عزیز
  3. کاش می‌شد ادعای عاشقی را چال کرد کاغذ آرزوها را پاره کرد و بال کرد کاش می‌شد ثانیه ها را شمارد تا که روزِ با تو بودن را گرفت و سال کرد تلخ خندی می‌زنم بر این دو بیت اولم چون که باید این خیال ها را نوشت و چال کرد #نادیا_سیف
  4. انبارداری است؛ که تمام وقت باید از خود کار بکشد. غم ها، ناراحتی ها، بغض ها را بسته بندی کند و گوشه‌ای از خودش بگذارد و از پر شدنش اندکی بیم نداشته باشد. گاهی اوقات هم باید غم هایش را بار بزند و به سمت دیده رود تا شاید کمی از بارهایش را بتواند بی‌صدا خالی کند. آنقدر این دل از زندگی پر از غم‌اش خاطره جمع کرده است، رفیقی را که درد هایش را آوایی می‌کرد و به بیرون سر می‌داد را فراموش میکند. فراموش هم نکرده است! نه! افسوس عقل ارتقای مقام پیدا کرده است و مجوز دوستی با او را دیگر برایش صادر نمی‌کند. اکنون هم اگر باد خبر صادرات غم به دیده را به گوش عقل برساند، سر درش ورود دل ممنوع می زند. آری!افکار ها بی‌رحم شده اند که مدام قفل و بند به درهای احساسات می‌زنند. برق را قطع می‌کنند تا مبادا زبان حرفی بزند و گلایه‌ای بکند. از دل کار می‌کشند و به او حقوق گوشه‌گیری را می دهند. افکار ها بی‌رحم شده اند که دل پر درد می‌شود و زبان خاموش. "نادیا سیف"
  5. امروزه جواب سلام را با علیک می‌دهند؛ جواب دوستت دارم ها را، با سکوت... انسان‌ها در کوچه‌ها بی تفاوت از کنار یکدیگر می‌گذرند... کبوتر ها دیگر دسته دسته پرواز نمی‌کنند... همه بی‌حوصله شده اند...! حتی بی‌حوصلگی در ثانیه‌ها هم مشهود است که برای رسیدن به دقیقه‌ها تیک تاک نمی‌کنند...! "نادیا سیف"
  6. سپاس🌹
  7. ای مسافر...! ‌گذراندیم عمرمان را بی ثمر پس عمرمان در چنته انداز و ببر... "نادیا سیف"
  8. آن‌قدر از دیگران توقع داریم که اگر خانه‌ای را برای قرار دادن توقعات‌مان از دیگران بسازند؛ از زیادی، اکثرشان در خانه بی‌جا می‌ماند. اگر خانه‌ای را که آجر به آجرش از جنس محبت و سمبل های دوستی از آن آویزان است، بسازیم؛ حق دارند که تک تک آجر ها را خورد و با زمین یکی کنند. حق دارند سمبل های دوستی را آتش زنند و به جای خانه‌ی ما، برجی از جنس نامهربانی، روی آن بسازند. حق دارند که توقعات‌مان را بی‌جا بخوانند. توقعات و محبت های‌مان از طبع بالایمان نیست؛ شاید در این متن، خانه‌ها باید کوچکتر شوند و دل‌مان کوچکتر از آن تا یاد بگیریم کمتر به دیگران محبت کنیم و توقع محبت داشته باشیم. "نادیا سیف"
  9. انسان یک بار عاشق می شود و احساساتش را خرج می کند. حتی اگر دنیا در آتش بی عشق بسوزد و تو تنها فرد عاشق جهان باشی. بدان که من عشق را از تو گدایی نمی کنم. #نویسنده_نادیا_سیف
  10. آدمکی قلم بدست ، قلبی را رنگ می کند. آدمکی طبل بدست ، قلبی را تکان می دهد. آدمکی بیل بدست ، کنار قلبی گل می کارد. شاید، این آدمک ها که روی قلب ما نشسته اند؛ شخصیت های ما را می سازد. کسی چه می داند؟شاید همه ی این آدمک ها هنرمند هستند. شاید وقتی نوزادی متولد می شود آدمکی روی قلب او شکل می گیرد و سال ها سعی می کند تا استعداد خود را کشف کند. شاید خیلی از انسان ها این آدمک را داشته باشند ؛ آدمکی که صبح تا شب مراقب قلبی است؛ که از کودکی شیشه ای آفریده شده است. آدمکی که سعی می کند هر روز شیشه قلب او را تمیز کند تا کثیف نشود. اما چه می شود؟ آدمی که صاحب این قلب است زود عاشق می شود. عاشق که؟ عاشق کسی که آدمک قلبش تیر کمان بدست ایستاده است تا شیشه ی قلب او را بشکند. کاش یک نفر جلو دار آن آدمک کماندار بود. کاش یک نفر یقه ی آن را می گرفت و به آن می گفت:- آدمک به فکر یک حرفه‌ی دیگری باش که دل شکستن هنر نیست. #نویسنده_نادیا_سیف