نادیاسیف

کاربر تازه وارد
  • تعداد ارسال ها

    21
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

اعتبار در سایت

31 Excellent

2 دنبال کننده

درباره نادیاسیف

  • درجه
    بدون ستاره

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    زن
  • محل سکونت
    یزد
  • سطح تحصیلات

آخرین بازدید کنندگان نمایه

305 بازدید کننده نمایه
  1. ممنون عزیزم🌹 وب کم ندارم واسه همین کار واسم مشکله. می خواستم ببینم انجمن کاری می کنه واسه شخصیت ها و اینا یا نه که دیگه گفتن نه.
  2. سلام. ببخشید. اگه رمانی رو شروع کنیم، می تونیم واسه ش عکس(شخصیت) انتخاب کنیم که دیده بشه؟ مثلا اگه سرچ کنن شخصیت رمان فلان نشون بده. اگه آره میشه توضیح بدین.
  3. علم و دانش مثل قطرات آب می مانند. به قول معروف قطره قطره جمع می‌شود... انسان می تواند قطره ای از دانشش را به دیگران بدهد و خود دوباره آن دانش را کسب کند. انسان اگر علمش را منتشر نکند، دریاچه ی دانشش راکد می‌شود؛ به طوری که بوی عفن آن جامعه ای را بی‌هوشی می کند و آن جامعه تا آخر عمر با نادانی سر می کنند. #نادیا_سیف
  4. عالی بود عزیز
  5. عالی بود عزیز
  6. کاش می‌شد ادعای عاشقی را چال کرد کاغذ آرزوها را پاره کرد و بال کرد کاش می‌شد ثانیه ها را شمارد تا که روزِ با تو بودن را گرفت و سال کرد تلخ خندی می‌زنم بر این دو بیت اولم چون که باید این خیال ها را نوشت و چال کرد #نادیا_سیف
  7. انبارداری است؛ که تمام وقت باید از خود کار بکشد. غم ها، ناراحتی ها، بغض ها را بسته بندی کند و گوشه‌ای از خودش بگذارد و از پر شدنش اندکی بیم نداشته باشد. گاهی اوقات هم باید غم هایش را بار بزند و به سمت دیده رود تا شاید کمی از بارهایش را بتواند بی‌صدا خالی کند. آنقدر این دل از زندگی پر از غم‌اش خاطره جمع کرده است، رفیقی را که درد هایش را آوایی می‌کرد و به بیرون سر می‌داد را فراموش میکند. فراموش هم نکرده است! نه! افسوس عقل ارتقای مقام پیدا کرده است و مجوز دوستی با او را دیگر برایش صادر نمی‌کند. اکنون هم اگر باد خبر صادرات غم به دیده را به گوش عقل برساند، سر درش ورود دل ممنوع می زند. آری!افکار ها بی‌رحم شده اند که مدام قفل و بند به درهای احساسات می‌زنند. برق را قطع می‌کنند تا مبادا زبان حرفی بزند و گلایه‌ای بکند. از دل کار می‌کشند و به او حقوق گوشه‌گیری را می دهند. افکار ها بی‌رحم شده اند که دل پر درد می‌شود و زبان خاموش. "نادیا سیف"
  8. امروزه جواب سلام را با علیک می‌دهند؛ جواب دوستت دارم ها را، با سکوت... انسان‌ها در کوچه‌ها بی تفاوت از کنار یکدیگر می‌گذرند... کبوتر ها دیگر دسته دسته پرواز نمی‌کنند... همه بی‌حوصله شده اند...! حتی بی‌حوصلگی در ثانیه‌ها هم مشهود است که برای رسیدن به دقیقه‌ها تیک تاک نمی‌کنند...! "نادیا سیف"
  9. سپاس?
  10. آن‌قدر از دیگران توقع داریم که اگر خانه‌ای را برای قرار دادن توقعات‌مان از دیگران بسازند؛ از زیادی، اکثرشان در خانه بی‌جا می‌ماند. اگر خانه‌ای را که آجر به آجرش از جنس محبت و سمبل های دوستی از آن آویزان است، بسازیم؛ حق دارند که تک تک آجر ها را خورد و با زمین یکی کنند. حق دارند سمبل های دوستی را آتش زنند و به جای خانه‌ی ما، برجی از جنس نامهربانی، روی آن بسازند. حق دارند که توقعات‌مان را بی‌جا بخوانند. توقعات و محبت های‌مان از طبع بالایمان نیست؛ شاید در این متن، خانه‌ها باید کوچکتر شوند و دل‌مان کوچکتر از آن تا یاد بگیریم کمتر به دیگران محبت کنیم و توقع محبت داشته باشیم. "نادیا سیف"