shima.k

کاربر تازه وارد
  • تعداد ارسال ها

    753
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    20

آخرین بار برد shima.k در آگوست 17

shima.k یکی از رکورد داران بیشترین تعداد پسند مطالب است!

اعتبار در سایت

3,572 Excellent

درباره shima.k

  • درجه
    freely

اطلاعات شخصی

  • جنسیت
    زن
  • محل سکونت
    تهران
  • سطح تحصیلات
  • بهترین رمان
    جز از کل

آخرین بازدید کنندگان نمایه

2,558 بازدید کننده نمایه
  1. بی تو 
    هر روز مرا ماهی 
    و هر شب سالی‌ست
    شب چنین،
    روز چنان،
    آه ..
    چه مشکل حالی‌ست!

    #هلالی_جغتایی

  2. ما از ترس طردشدن مدعی شدیم کسی هستیم که نبودیم. ترس از طردشدن تبدیل به ترس از مطلوب نبودن شد. سرانجام ما به کسی تبدیل شدیم که در حقیقت نیستیم. تبدیل به رونوشتی شدیم از باورهای مادر، پدر، جامعه و مذهب... 📚چهار میثاق 👤دون میگوئل روئیز
  3. 💭 بذار یه چیزی رو بهت بگم: هیچوقت باورِ کسی رو ازش نگیر حتی تو بدترین و سخت ترین روزها. ما آدما از درونِ هم بی خبریم، کسی چه میدونه چقدر باید بگذره تا یه باور دوباره زنده بشه! یه سال، سه سال، شایدم هرگز... آدما با باورهاشون زندگی میکنن، نفس میکشن، میخندن، گریه می‌کنن. هیچوقت هیچ کجا باورِ کسی رو ازش نگیر. شیما.ک
  4.  

    ‏وقتی یه گندی میزنی و مامانت میفهمه

    IMG_20180811_194047_208.jpg

    1. ریحانه15

      ریحانه15

      اخیییی چشماشو😁

  5. ➰ تا حالا پشه زدتت یا اینکه تا حالا زخم خوردی؟ می بینی چه حالی می ده این خاروندنش؟ هم حال می ده و هم درد داره، تازه جاش هم می مونه... داستان من هم شده این خاروندن، با یه کسی که نیست زندگی کردم، آی انقدر حال می داد، آی انقدر درد داشت، تازه جاش هم مونده! شیما.ک
  6. نه چشمانت آبی بود و نه موهایت شبیه موج ها هنوز نفهمیده‌ام دریا که می‌روم چرا یاد تو می‌افتم..!
  7. #حقیقت_تلخ
  8. نیمی از گلایه ها زمانی تمام می شود که فقط به او بگویی : حق با توست ... حق با توست ، یعنی عذرخواهی کردن یعنی " دوستت دارم " یعنی اینکه می ب*و*سمت ... باور کن برای آدم هایِ با ارزش در زندگیتان جمله " حق با توست " زیباترین جمله آتش بس است ... شیما.ک
  9. بله عزیزم نویسنده گابریل💓
  10. عمرم ز دیر آمدنت رفته رفته رفت ... 😔
  11. قبل از پنجاه سالگی به طرزی غافلگیر کننده یقین پیدا کردم که فانی هستم. در یکی از شبهای کارناوال، با زنی خارق العاده، پرشور تانگو میرقصیدم. چنان چسبیده به هم میرقصیدیم که گردش خون در رگ هایش را حس می کردم و گرمای نفس های شتابزده اش مرا به رخوتی لذت بخش فرو می برد... در این حال خوش بودم که رعشه مرگ برای نخستین بار سراپایم را لرزاند و کم مانده بود نقش زمین شوم. پنداری پیامی پرخاشگرانه از غیب در گوشم پیچید: هر کاری هم بکنی باز امسال یا صد سال دیگر، بالاخره برای ابد خواهی مرد ... زن وحشتزده از من فاصله گرفت و گفت چی شده؟ گفتم هیچی و دستم را روی قلبم گذاشتم . از آن پس دیگر عمرم را با سال حساب نکردم بلکه به لحظه شمردم ... 📚خاطره دلبرکان غمگین من 👤گابریل گارسیا مارکز پ.ن: پیشنهاد میشه:-))
  12. ‍ مگي: خب بگو ببينم، نقشه ات چيه؟ جيمي: نقشه؟؟؟ مگي: اوه! ببخشيد! حواسم نبود! الان بايد به هم بگيم بچه کجايي و چي خوندي و چيکار ميکني و از اين حرفا!! جيمي: چشمات خيلي خوشگله! مگي: همين؟ اين بهترين چيزي بود که به ذهنت رسيد؟ جيمي: جدي دارم ميگم! چشمات خيلي خوشگله! مگي: خيلي خب. بزن بريم! جيمي: چي؟ کجا بريم؟ مگي: مگه نميخواي با من بخوابي؟ خب پاشو بريم ديگه! جيمي: همين الان؟!؟؟! مگي: اوه اوه! آره، درست ميگي. من الان بايد اداي اين رو در بيارم که مثلا نميدونم اين کار درسته يا غلط! بعد تو شروع ميکني در مورد اينکه اصولا چيز درست و غلط وجود نداره و تنها چيزي که مهمه «همين الان» هست برام صحبت ميکني. بعدش من بهت ميگم نه! نميتونم! اما دارم باهات تيک مي زنم که آره بيا بريم! البته زياد هم مهم نيستا، چون تو اصلا به حرف من گوش نميدي. چرا؟ چون تو که دنبال يه رابطه نيستي. تو فقط دنبال ايني که يکي دو ساعت از اون غم و غصهء لعنتي که توي وجودت هست راحت بشي. من هم اصلا با اين موضوع مشکلي ندارم. چون اين دقيقا همون چيزيه که منم مي خوام! جيمي: ايول! بزن بريم! 📽 Love and Other Drugs
  13. یکی از یکی مهم تر👏👏⭐⭐⭐ کاملا مشخصه بیشتر مشکلات جوامع از کتاب نخوندن مردمش نشأت میگیره💐💓
  14. فرق بودن و "نبودنت" را من و این نیمکت خالی، وسطِ این "شهرِ" شلوغ میفهمیم...! شیما.ک