• اطلاعیه ها

    • Erosin

      آموزش های مرتبط با انجمن (ویژه کاربران مهمان)   ۱۷/۰۳/۰۱

      کاربر مهمان برای ارسال مطالب ، مطالعه رمان ها ، دانلود فایل ها و ... در سایت ثبت نام کنید. با ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید. میتونید از لینک زیر جهت آموزش استفاده کنید آموزش های مرتبط با انجمن (ویژه کاربران مهمان)
Arezo

به او بگویید..

207 ارسال در این موضوع قرار دارد

به او  نگویید

خودش میداند  چه ها  کشیدم از فراقش

کاش امکان در آغوش گرفتنش بود

و یا در آغوشش آرام گرفتن...

محبوبم را میگویم    خالق مهربانم  

پسند شده توسط 2 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به او بگویید

که دل آوره در گل نشسته من 

منتظر دیدار توست  

ای که دستت میرسد کار بکن       پیش ار آن کز تو نیاید کار

پسند شده توسط 3 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به او بگویید خودش نیست ولی من هنوز مثل گذشته به چشم های قهوه ایش دیوانه وار زُل میزنم،همانطور عاشقانه برایش اخم میکنم‌ و با عصبانیت میگویم آن ویلان مانده ات را بکش جلو و او با لبخند،شال آبی رنگش را مرتب میکند و زیر لب میگوید قربان مرد غیرتی ام بشم من!
به او بگویید بانوجان خودت که نیستی ولی من هنوز هم وقتی میخواهم عکس هایت را ببینم همان عطرم که عاشقش بودی را میزنم...
اصلا این حرف های مزخرف را فراموش کنید فقط اگر او را دیدید حتما به او بگوید دوستش دارم.

 

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به او بگویید.....

تو که رفتی چرا خاطراتت رو با خودت نبردی

ولی در عوضش 

دلم من 

رو چرا با خودت بردی 

بهش بگید که باید بی که معامله ای که با قلب  من کرده را فسخ کنند و پایش را از قلب من بیرون بکشد

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به او بگویید
هنوز هم دلم برای شنیدن صدایش ضعف می رود..
بگوئید هنوز برای جانم گفتن هایش،جان می دهم...
من نمی گویم...اگر بگویم می رود.. تمام می شود... من از نداشتنش میترسم.. من از بیچاره شدنِ دوباره ام میترسم...
شما را جانِ عزیزتان قسم ، برایِ احساسِ ترک خورده ام پا در میانی کنید...
به او بگوئید، مجنونِ قصه ها، پیشِ خواستنم کم آورده...به اوبگوئید دوباره عاشقم باشد...
سخت است برای داشتنش باید تظاهر کنم منطقی ترین آدم این شهرم.. منی که رویِ عشق را کم کرده ام..
این سکوتِ اجباری، دیوانه ام می کند!
من ...دلم سیبِ ممنوعه میخواهد و باغبان،پشتِ دیوارهایِ باغ...
من این بهشت رانمیخواهم
مرا با او، به جهنم تبعیدم کنید.

پسند شده توسط 4 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری

  • چه کسانی در حال بازدید هستند؟   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.