• اطلاعیه ها

    • Erosin

      آموزش های مرتبط با انجمن (ویژه کاربران مهمان)   ۱۷/۰۳/۰۱

      کاربر مهمان برای ارسال مطالب ، مطالعه رمان ها ، دانلود فایل ها و ... در سایت ثبت نام کنید. با ثبت نام در مدت کوتاهی عضو سایت شده و از مطالب و امکانات سایت بهره مند شوید. میتونید از لینک زیر جهت آموزش استفاده کنید آموزش های مرتبط با انجمن (ویژه کاربران مهمان)
Mehrnaz

نشستی با نویسندگان

11 ارسال در این موضوع قرار دارد

#مصاحبه_خانوم_یاسی_کلانتری_خالق_رمان_تقابل_یغمای_بهار

سلام خدمت نویسنده عزیز سرکار خانوم یاسی کلانتری از سایت فوریو مزاحمتون شدیم اگه براتون مقدوره چند دقیقه وقت با ارزشتون رو در اختیار مابگذراید؟

+سلام عزیزم
خواهش می کنم
در خدمتم

_ما حمایت کننده  یا کانال در عرصه ی نویسندگی هستیم و قصدمون مصاحبه از نویسنده های موفق ایرانی هست 
سئوال اول رو خدمتتون عرض میکنم!

+بفرمایید

_اول واسه آشنایی یه بیوگرافی کلی از خودتون مطرح می کنید؟!

+یاسی
30 سال سن دارم
کارشناسی ارشد زمین شناسی
مدرس

_حستون از نوشتن و نویسندگی چیه؟

+رها شدن یه پروانه از پیله ای که دورش تنیده شده...

_علت اینکه طی دوران نویسندگی موفق بودین چی بوده؟

+چون هنوز ابتدای راهم، باید بگم موفقیت اگر از جنبه های مختلف در نظر گرفته بشه؛ شاید بخشی از اون با تجربه ی چندین ساله و علاقه ای که ذاتا به این وادی داشتم، حاصل شده باشه اما قطعاً راه زیاد دارم برای بهتر شدن و موفق بودن...

_دلیل اینکه تصمیم به نویسندگی گرفتین چیه؟انگیره خاصی داشتین؟

+علاقه ی شخصی به علاوه اشتیاقی که برای نوشتن داشتم، به همراه پیگیری دوستانی که شناخت کافی از من داشتن؛ باعث شد دست به قلم ببرم.

_کسایی که روحیه میدن بهتون و باعث میشه روز به روز پله های ترقی رو طی کنید اکثرا کیا هستن؟مثلا خانواده،دوستان،طرفداران و....

+دوستانم صد در صد مکان اول رو دارن برای تشویق من، و بعد از اون خانواده در کنار عزیزانی که به سبک و شیوه ی کاری من؛ علاقه پیدا کردن و دنبالش می کنن.

_غیر از نویسندگی به چه چیزایی علاقه دارید؟

+مطالعه ی کتب تاریخی/تخصصی
ورزش
حافظ و دیوانش 
و خیلی فعالیت های دیگه ای که توضیح و نام بردن ازشون، در این مجال نمی گنجه.

_سبک نوشتاریتون چه مدل هست؟اول شخص یا سوم شخص؟

+من در این مورد هیچ محدودیت برای کارم ایجاد نکردم و نمی کنم، مثل این می مونه که بگیم هیچ کجای شمال نمی رم مگر چالوس.
هم اول شخص نوشتم و هم سوم شخص، اما در حال حاضر ترجیحم به علت فضای توصیفی حالات کاراکترها؛ سوم شخص هست.

_چه موضوعایی بیشتر شما رو جذب میکنه؟

+اگر در قالب داستان بخوام جواب بدم، عاشقانه ی صرف قطعاً نخواهد بود.
بخش پردازش اجتماعی کار، برای شخص من؛ نمود بیشتری داره.
موضوعات رئال رو می پسندم هر چند که پایانی منطبق بر واقعیات داشته باشن و یا حتی تلخ.

_از بین رمانایی که نوشتین کدوم بیشتر از  همه تاثیر گذار بوده و خودتون بهش علاقه داشتین؟

+در حال حاضر سه کار در دست داشتم که میون اونا، به لحاظ تأثیر اخلاقی؛ تقابل رو می تونم نام ببرم.
اما اگه بر حسب علاقه ی شخصی بخوام نظر بدم، من حتی کارهای آتی خودم رو که ننوشتم؛ هم دوست دارم چون برای خط به خط نوشتن و ساختن شون، با دل پیش می رم.

_در آخر یه جمله از خودتون به طرفدارا و نویسنده های نو پا چیه؟

+برای طرفدارای نازنینم که فقط یه جمله دارم:
ممنونم از این که وقت هزینه کردین و پیگیر قلم ناقص و نوشته های الکن من بودین.
خدمت نویسنده های جوونی که تازه می خوان بیان به این وادی، باید عرض کنم معروف شدن جدای از نوشتن و تعهدی هست که به قلم داریم.
پس بشینیم دو دو تا چهار تا کنیم که بفهمیم گاهی خواننده ی خوب بودن، بهتر از نویسنده ی بد بودن هست.
اما اگر استعدادش رو دارین و هزار در پیش رو دیدین؛ برای پیدا کردن شاه کلید و در اصلی، هیچ وقت کوتاه نیاین و تسلیم نشید.

_خواهش میکنم خانم کلانتری
ممنون که وقتتون رو در اختیار ما گذاشتین

+منم ممنونم از شما
با آرزوی توفیق

پسند شده توسط 26 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

:- سلام
عیدتون مبارک!
از طرف سایت رمان فوریو مزاحمتون شدم میشه یه مصاحبه باهم داشته باشیم؟
-:سلام البته!
-: خب لطفا اول یه بیوگرافی ازخودتون بدین تا آشنا شیم باهم
-: رویا رستمی با نام هنری روها.27ساله و متاهل.که بزودی یه فندق کوچولو به خانواده ی دو نفره مون اضافه میشه.کارشناس ارشد روانشناسی بالینی.اصالتا جنوبی،از بوشهر اما چندساله ساکن اصفهانم!
-: از کی شروع به نوشتن کردید؟چه اثارهایی دارید؟اولین رمانتون اسمش چی بوده؟
-: از حدود12سالگیم شروع کردم.با داستان های کوتاه و دل نوشته و داستان های بلند بعدش شد رمان.
در تمنای توام
همه سهم دنیارو ازم بگیر
آشوب
کفش قرمز
این مرد ارباب است
تلافی...و اما عشق
نذار دنیارو دیوونه کنم
چینی بندزده
سنگ،کاغذ،قیچی
ویرانی
اینا مجموعه رمانی هست که نوشتم البته توی مجازی.رمان های دفتری من حدود30تاست.
اولین رمانم اسمش ساحره ی ایرانی بود!
-: هدفتون از نویسندگی چی بوده؟
-: حس خوبی بهم میده.
وقتی از عشق می نویسم بهم هیجان تزریق می کنه.
وقتی خالق یه اثر این حسو داشته باشه مطمئنا خواننده هم تجربه خواهد کرد.
چی بهتر از اینکه هدفت دادن یه حال خوب به دیگران باشه؟
-: علت اینکه طی دوران نویسندگی موفق بودین چی بوده؟
شاید چون چیزی رو نوشتم که مخاطبم دوست داشته.
-:شایدم لطف بی کران دوستانیه که منو موفق کردن.
هر چی که هست من مدیون همه شون هستم!
-: از بین رمان هایی که نوشتید به کدوم رمانتون علاقه داشتید؟چرا؟
-: همه شون رو دوس دارم.اما شاید چینی بند زده رو بیشتر.چون تجربه ی عاشقانه ی فوق العاده ای داره!
-: در اخر یه جمله به طرفداراتون بگین
-: آرزوهای تک تکشون سبز بشه
-: خیلی ممنون از همراهیتون خانوم رستمی و ممنون ازاینکه وقت شریفتون رو برای ما گذاشتید !
-: خواهش می کنم عزیزم
عید خوبی رو برای همه آرزو می کنم

ویرایش شده در توسط M_ab
پسند شده توسط 30 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با ما همنشین نویسندگانی باشید که از قلم هایشان تا بطن احساساتتان رسوخ می کنند و دنیایی می سازند زیباتر از رنگین کمان.

پسند شده توسط 7 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مصاحبه با نویسنده عزیز، خانم الناز محمدی

خانم طرفه:
درود بر شما خانم محمدی ممنون که قبول زحمت کردید و مصاحبه با گروه فوریو رو پذیرفتید

خانم محمدی:
ممنون عزیزم. باعث افتخاره درخدمتتون هستم

خانم طرفه:
سوال اول و بعضا مهم برای نویسندگان که شرایط سنی ندارند میپرسم  از چند سالگی قلم به دست گرفتید

خانم محمدی:
من از کودکی می نوشتم؛ یادمه کلاس چهارم یا پنجم ابتدایی بودم که یه دفتر کوچیک داشتم پر از تخیلات بچگی. بزرگتر که شدم خاطرات روزانه مو می نوشتم و اولین رمان رو توی سن چهارده سالگی شروع کردم.

خانم طرفه:
آیا اون زمان مطالعه داشتید ؟

خانم محمدی:
بله.
از همون موقع تموم پول تو جیبی هام خرج خریدن کتاب می شد. مادر و خواهر کتابخونی داشتم و دارم. کتابخونه ی بزرگ خونه همیشه وسوسه م می کرد یواشکی به کتاب هایی که توش بود ،دست برد بزنم. ? البته وقتی خانواده اشتیاقمو دیدن، از اون به بعد هدیه ی اصلیشون به من کتاب بود و می تونستم از کتابایی که مربوط به سن خودم بود، استفاده کنم

خانم طرفه:
به نظرتون تحصیلات آکادمیک برای نویسنده شدن لازمه ؟

خانم محمدی:
برای پیشرفت در هر زمینه ای ،بهتره از طریق دانش و علم و اصولش پیش بریم. اگر نظر شخصی من باشه، میگم قبل از اینکه شروع به نوشتن کنیم، بهتره دوره های نویسندگی رو ببینیم. البته خود منم جز نویسنده هایی بودم که اول نوشتم وبعد دنبال کلاس های اصول نویسندگی رفتم.

خانم طرفه:
کتاب چاپی دارید ؟

خانم محمدی:
بله.
پیش از ورود من به دنیای مجازی ؛ بغض عشق و رهایم کن سال ۹۰و ۹۳ به ترتیب در نشر شقایق چاپ شد .

خانم طرفه:
با کدوم یک از شخصیت رمانهاتون زندگی کردید ؟

خانم محمدی:
بی اغراق ؛ همه!

خانم طرفه:
کدوم اثرتونو بیشتر دوست دارید ؟

خانم محمدی:
نمی تونم تفاوتی قائل شم چون با هر کدومش یه جور زندگی کردم و تجربه کسب کردم.

خانم طرفه:
بیشتر میخونید یا مینویسید ؟

خانم محمدی:
هر دوش
 هم می خونم. هم می نویسم

خانم طرفه:
به نظرتون اینکه رمانها در فضای مجازی در دسترس عموم قرار میگیره برای نویسنده مثبته یا منفی ؟

خانم محمدی:
هر دو جنبه رو شامل میشه.
فضای مجازی به باز کردن دید نویسنده کمک میکنه. بهش تجربه ی بیشتری میده واین دلیل داره.چون نویسنده به صورت مستقیم با مخاطب در ارتباطه وحداقلش اینه که نوع نگاه مخاطب و خواست وتوقعشون رو از رمان می شناسه. اما خب نکات منفی بسیاری هم داره ویکیش اینه که کار ممکنه کپی بشه. ثبت نمیشه. مورد اجحاف قرار می گیره و با اوضاع فعلی وضعیت مجازی اگر غافل بشی کاملا از دست نویسنده خارج میشه و حتی ممکنه کپی یا سرقت شه.

خانم طرفه:
چقدر زمان میبره تا یک رمان و تموم کنید ؟

خانم محمدی:
بستگی داره. اما خب تجربه ی شخصی من بین دوماه تا نهایتا ده ماه بود .

خانم طرفه:
سه اثری که خوندید و روی شما اثر زیادی داشته نام میبرید ؟

خانم محمدی:
کتاب خیلی زیاد خوندم و خیلی از اونها روم تاثیر گذاشته.شاید زیاد یادم نباشه ولی قلب طلائی. دختری درمه و آشیانی بر باد ومه کارهایی بود که هنوز از ورق زدنشون لذت می‌بردم . البته آشیانی بر باد ومه کاری جدیدیه .

خانم طرفه:
سوژه ی خوابزده برای شما مصداق بیرونی داشت یا فقط یک داستان و به تصویر کشیدید ؟

خانم محمدی:
سوژه ی خواب زده یه سوژه ی زنده بود. میشه گفت به وضوح دیدیم . نه تنها من،بلکه همه ی ما. والبته اصل سوژه و استارتش که درمورد کودکی سورنا بود، حقیقی بود.

خانم طرفه:
میگن نویسنده از شخصیت خودش در نقشهاش استفاده میکنه شما از نظر شخصیتی به کدوم کارکترتون نزدیکید ؟

خانم محمدی:
درسته. توی همه ی شخصیت ها یک رد پایی از خود نویسنده هست. نمی تونم بگم شبیه کدومم ولی تو وجود همه شون ،منم هستم?

خانم طرفه:
مشوقی در راهتون داشتید ؟

خانم محمدی:
خانواده. همسرم. دوستان

خانم طرفه:
اگر کسی ازتون بخواد فقط یک اثرتونو معرفی کنید تا مطالعه کنه کدومو پیشنهاد میدید ؟

خانم محمدی:
خواب زده . بومرنگ وسنت شکن هر سه در جایگاه خاصین برای من. هر سه سوژه پر از حرفها و واقعیت هایی بود که تاثیر عجیبی روی خودم داشت. می تونم بگم این سه کار تا  ،بین کار های خودم تابه حالا برای خودم جزء جذاب ترین ها بوده.البته این ها کارهاییه که مخاطب باهاشون آشناس والا همیشه کار آخرم رو توصیه می کنم.

خانم طرفه:
کم پیش میاد رمان نویس خانم ،قهرمان داستانشو مرد انتخاب کنه و شما در خوابزده اینـکارو انجام دادید محور بیشتر سورنا بود و این  سخت نبود ؟

خانم محمدی:
ساخت و پرداخت شخصیت سورنا خیلی سخت بود و انرژی طلب می کرد که باور پذیر و تاثیر گذار باشه. روش خیلی انرژی گذاشتم. خیلی زحمت کشیدم و خدا روشکر میکنم که زحماتم جواب داد.شاید اولین تجربه ی جدی من روی محوریت قرار دادن شخصیت مرد قصه ها، خواب زده بود.

خانم طرفه:
خانم محمدی نویسندگان و خوانندگان دلشون میخواد بیشتر راجع به زندگی شخصی تون  بدونن اینکه چند سالتونه متاهلید یا مجردو..... من جسارت نمیکنم و نمیپرسم ولی میتونم خواهش کنم تا حدی که خودتون مشکلی ندارید برای ما از شرایط خودتون بگید؟

خانم محمدی:
خواهش میکنم?
متولد هجده تیرماه شصت و هفت هستم. متولد و ساکن تهرانم. هشت ساله ازدواج کردم.یه پسر کوچولو که تازه تولد چهار سالگیشو جشن گرفتیم ، به اسم محمد سام دارم.

خانم طرفه:
اگر نویسنده نبودید دوست داشتید چه کاری رو تجربه کنید ؟

خانم محمدی:
آهنگساز بودن رو. ?

خانم طرفه:
به نظرتون عنصر واقع گرایی برای یک نویسنده لازمتره یا تخیل ؟

خانم محمدی:
هر دو به یک میزان. البته اینم بستگی ژانری داره که انتخاب می شه. ممکنه بخوایم یه کار کامل رئال باشه، فانتزی ،تخیلی و ...

خانم طرفه:
شده رمانی بنویسید و بعد از چند وقت حس کنید باید به نوع دیگری مینوشتید ؟

خانم محمدی:
شاید لازم بوده تغییراتی کنه ولی نه. ازشون راضی بودم . البته کارایی که تا حالا در دسترس مخاطب قرار گرفته .

خانم طرفه:
تا حالا نقدی در مورد رمانهاتون داشتید ؟

خانم محمدی:
صددرصد .کلا از نقد استقبال می کنم. البته اگر به جا باشه و سازنده. منظور این نیست که تعریف باشه،چون تعاریف رو من جز نقد حساب نمی کنم ،بلکه باید طوری باشه که منو به فکر فرو ببره.نه اینکه نظر شخصی غالب به زحمات نویسنده باشه و بخواد زیر سوال ببردش
اینو اضافه کنم نقدهایی داشتم از اساتیدی که از بس تند بود، بغض کردم یا اشک ریختم ولی احساس شکست نکردم چون واقعا به جا بوده و ازشون ممنونم??

خانم طرفه:
و در آخر چه توصیه ای برای نویسندگان جوان ما دارید ؟

خانم محمدی:
نوشتن رو جدی بگیرن. هدفشون رو مشخص کنن. برای ارزشمند شدن کارشون وپیشرفت حتما دنبال دانش کار باشن . بخونن.بخونن.بخونن.بنویسن و‌بنویسن? این طوری حتما موفق خواهند شد.

خانم طرفه:
ممنونم از وقتی که در اختیار ما گذاشتید . به شخصه شیفته ی شخصیتتون شدم و مسلما برای یک نویسنده که سازنده ی فرهنگه شخصیت مهمترین مسئله ست . امیدوارم در پناه خداوند به تمامی آرزوهاتون برسید

خانم محمدی:
ممنونم از شما و محبتی که به من داشتین. براتون آرزوی سلامتی و دنیایی پر از اتفاقات خوب دارم.درپناه حق?


برای خانم محمدی و خانواده ی محترم طول عمر با عزت و آسایش و فراخ دنیا و آسمانی رنگین از وصال به آرزوها آرزومندیم

پسند شده توسط 10 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مصاحبه با نویسنده عزیز، خانم فرشته تات شهدوست 

خانم طرفه:
درود بر شما خانم شهدوست
ممنونم که برای نویسندگان ما وقت گذاشتید تا با نویسنده ی محبوبشون بیشتر آشنا بشن

خانم تات شهدوست:
سلام..لطف دارید..برای من باعث افتخاره..

خانم طرفه:
قبل از هر چیزی میخوام بپرسم از چند سالگی قلم به دست گرفتید

خانم تات شهدوست:
19 سالگی

خانم طرفه:
نوشتن و بیشتر دوست دارید یا خواندن  ؟

خانم تات شهدوست:
خواندن در اولویت هست..ولی عاشق نویسندگی هستم..

خانم طرفه:
میتونم بپرسم بیشتر چه کتابهایی مطالعه میکنید ؟

خانم تات شهدوست:
کتاب های پزشکی ولی تو ژانر رمان فقط عاشقانه..

خانم طرفه:
اولین رمانتون اسمش چی بود ؟

خانم تات شهدوست:
قصه عشق ترگل

خانم طرفه:
چند تا کتاب چاپی دارید ؟

خانم تات شهدوست:
دو تا گ*ن*ا*هکار و بباربارون

خانم طرفه:
گ*ن*ا*هکار چندمین رمان شما بود ؟

خانم تات شهدوست:
از نظر مجازی هشتمی ولی چاپی اولی..

خانم طرفه:
فکر میکنید دلیل محبوبیت گ*ن*ا*هکار چیه ؟

خانم تات شهدوست:
سوژه ی نو و شخصیت خاصی که آرشام داشت..همچنین دیالوگ هاش..

خانم طرفه:
خانم شهدوست ایده ی گ*ن*ا*هکار کی و چطور تو ذهنتون نقش بست ؟

خانم تات شهدوست:
شخصیت آرشام رو توی ذهنم داشتم..ولی رفته رفته رو ایده کار کردم..

خانم طرفه:
خودتون به فکر چاپ رمانتون افتادید یا بهتون پیشنهاد شد ؟

خانم تات شهدوست:
پیشنهاد شد

خانم طرفه:
بین نویسندگان از وجهه ی خاصی برخوردارید به طوری که هر کسی میگه رمان خوب معرفی کنید همه یکصدا میگن گ*ن*ا*هکار ؛ این چه حسی بهتون میده؟

خانم تات شهدوست:
حس خوشحالی..حسی که باعث میشه به خودم بیام و بخوام که کارهای بعدیم رو هم همینطور جذاب و پخته پیش ببرم که مخاطبم از من راضی باشه..

خانم طرفه:
چند وقت طول کشید تا گ*ن*ا*هکارو بنویسید ؟ آیا زمانی بود که احساس کنید داستانتون سخت پیش میره ؟

خانم تات شهدوست:
دو سال..
بله گاهی پیش می اومد و این طبیعیه..

خانم طرفه:
خانم شهدوست شما اولین نویسنده ای بودید که قهرمان مثبت داستانهای ایرانی رو تبدیل به یک شخص گ*ن*ا*هکار کردید . از بازخوردش در اجتماع و بین نویسندگان نترسیدید ؟


خانم تات شهدوست:
به هیچ عنوان..چون به آرشام اعتماد داشتم..می دونستم همونی میشه که من می خوام..و نگران نبودم چون من با رمان هام زندگی می کنم..برای من نظر خواننده هام تو اولویته..اون ها خوششون اومده و این برای من یک دنیا ارزش داره..

خانم طرفه:
شما با پردازش شخصیت آرشام و اینکه دختر مثبتی مثل دلارام عاشقش میشه اینو برای خوانندگان نسل جوان جا انداختید که هر شخصی هرچند گ*ن*ا*هکار میتونه به زندگی عادی برگرده حتی اگر به شیوه ی خودش ادامه بده و توبه ای در کار نباشه. به نوعی هنجار عرف و شرع رو شکستید . خودتون به چنین چیزی اعتقاد دارید ؟

خانم تات شهدوست:
به نظرم شکسته نشد چرا که آرشام توبه کرد و همین باعث شد که نخوام قانونی شکنجه ش بدم..و تاوان گ*ن*ا*هانش رو ازش پس بگیرم..سپردمش به خدایی که آرشام اون رو می شناخت اما فراموشش کرده بود.. به یک تلنگر نیاز داشت تا برگرده که دلارام توی زندگیش یه تلنگر شیرین بود..
باید ببینیم که ما از چه دیدی به شرع و عرف نگاه می کنیم..یک فرد می تونه در باطن گ*ن*ا*هکار اما در ظاهر با ایمان باشه..آرشام در باطن اونی که نشون می داد نبود همه ی تلاشش بر این بود ظاهر خشونت امیزشو حفظ کنه..اما غرورش تکرارنشدنی بود..

خانم طرفه:
تا به حال نقدی در مورد رمانهاتون شنیدید ؟

خانم تات شهدوست:
بله هیچ کاری بی نقص نیست..ما مخلوقات خداوند هم کامل و بی نقص افریده نشدیم بنابراین چیزی که به دست ما خلق بشه هم نمی تونه کامل باشه..مهم اینه که کمترررررین نقصو داشته باشه..

خانم طرفه:
آقای فریدون مشیری همیشه شکایت داشتند  که چرا بین اشعارشون ، شعرکوچه انقدر مشهوره در صورتیکه آثار بهتری دارند. شما نسبت به گ*ن*ا*هکار این حس و دارید یا نه؟

خانم تات شهدوست:
به نظر من گ*ن*ا*هکار هر سه ژانری رو که مخاطب جذب اون میشه رو داشت..در کنار سوژه و شخصیت های جدید..اما من محتوا و شخصیت پردازی رمان بباربارون رو هم به شدت تایید می کنم..

خانم طرفه:
سوژه ای در ذهن یا نوشته شده دارید که مثل گ*ن*ا*هکار معروف و محبوب بشه ؟

خانم تات شهدوست:
بله..رمان تباهکار

خانم طرفه:
شخصیتهای رمان باید مصداق بیرونی داشته باشه یعنی کاراکترهاش قابل باور باشن آرشام و حتی دلارام با تمام جذابیت کاراکترهایی نیستن که آنچنان مصداق بیرونی داشته باشند ؛ میتونم بپرسم چطور ذهنتونو انقدر پرواز دادید که شخصیتهای اینچنینی خلق کنید ؟

خانم تات شهدوست:
شخصیت ها واقعی نیستن اما خصوصیاتشون می تونه واقعی باشه..من اون ها رو کاملا ذهنی خلق کردم و خدا رو شکر راضی هستم..ذهنی که بتونه راحت خیال پردازی کنه می تونه شخصیت های متفاوتی هم خلق کنه..یک نویسنده ی واقعی باید قوه ی تخیل قوی داشته باشه..

خانم طرفه:
از اینکه بعد از نوشتن گ*ن*ا*هکار ژانرهای انتقامی و ارباب رعیتی زیاد شد البته به تقلید از کتاب گ*ن*ا*هکار چه حسی دارید ؟

خانم تات شهدوست:
یه جور حس خنثی..یعنی نه خوشحالم نه ناراحت..ناراحت نیستم چون الگو گرفتن خیلی هم خوبه با اینکه من تو زندگیم هیچ الگویی نداشتم..اما خوشحال هم نیستم چون به اشتباه تو بعضی مسائل افراط می کنن..مثل روابط عاشقانه..و این یک باور غلطه که نباید از چهارچوبش خارج بشه..

خانم طرفه:
بیشتر مردم ترجیح میدن رمان رو از اینترنت بگیرن تا اینکه چاپیش رو بخرن
شما پشیمون نیستید از اینکه رمان هاتون رو چاپ کردین؟ طرفدارهاتون زیادشدن یا کم؟

خانم تات شهدوست:
اصلا پشیمون نیستم..خیلی خیلی زیاد شدن..و خدا رو هزاران مرتبه شاکرم..

خانم طرفه:
و در آخر 
برای بهتر شدن قلم نویسندگان ما چه پیشنهادی دارید ؟

خانم تات شهدوست:
همیشه گفتم غیرممکن غیرممکنه..اول از هر چیزی به خودشون اعتماد داشته باشن..به این حرفه از ته دل علاقه داشته باشن پیشرفت می کنن..الگو بگیرن ولی تقلید نکنن..مطالعه ذهن رو آزاد می کنه..و تمرین به قوی شدن قلم کمک می کنه..

خانم طرفه:
امیدوارم به زودی آثار بیشتری از شما در کتابخانه ها و کتاب فروشیهای کشورمون دیده و خریده بشه .از فرصتی که در اختیار نویسندگان و خوانندگان فوریو گذاشتید ممنونم

خانم تات شهدوست:
ممنونم از لطفتون..از همینجا روی گل طرفداران و خواننده های خوبمو می ب*و*سم و میگم که ازشون ممنونم و به وجودشون افتخار می کنم..

 

برای خانم تات شهدوست و خانواده ی محترمشان آرزوی سعادت و آرامش ابدی داریم

پسند شده توسط 14 کاربر

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای ارسال دیدگاه یک حساب کاربری ایجاد کنید یا وارد حساب خود شوید

برای اینکه بتوانید دیدگاهی ارسال کنید نیاز دارید که کاربر سایت شوید

ایجاد یک حساب کاربری

برای حساب کاربری جدید در سایت ما ثبت نام کنید. عضویت خیلی ساده است !


ثبت نام یک حساب کاربری جدید

ورود به حساب کاربری

دارای حساب کاربری هستید؟ از اینجا وارد شوید


ورود به حساب کاربری

  • چه کسانی در حال بازدید هستند؟   0 کاربر

    هیچ کاربر عضوی،در حال مشاهده این صفحه نیست.